X
تبلیغات
مراحل زندگی حشرات
 

  دوبالان :

 

   راسته ديپترا ( Diptera )

   راسته ديپترا ( Diptra) دربرگيرنده دو گروه عمده از حشرات يعني پشه­ها و مگس­ها است.

   ديپترا به معناي دو بال است يعني يك جفت بال عقبي اين حشرات از بين رفته و به اعضايي

   به نام هالتر (Halter) يا بالانسير ( Balancier) تبديل شده كه وظيفه حفظ تعادل حشره به

   هنگام پرواز بر عهده دارد.

   در راسته ديپترا لاروها و حشرات كامل در محيط­هاي مختلفي ديده مي­شوند كه تعدادي از

   آن‌ها گياهخوار، تعدادي نيز شكارگر و آبزي هستند.

   راسته ديپترا به دو زير راسته تقسيم مي­شوند:

   1- زير راسته نماتوسرا ( Nematocera) كه دربرگيرنده پشه­ها است.

   2- زير راسته براكيسرا ( Brachycera) .

   در زير راسته نماتوسرا كه دربرگيرنده پشه­ها است، شاخك­ها بلند است يعني تعداد بندهاي

   شاخه­ها بيش از سه عدد است. در حاليكه در زير راسته براكيسرا عموماً شاخك­ها سه بندي

   بوده و عضوي مو مانند به نام آريستا ( Arista) در انتهاي بند سوم وجود دارد.

         

          

   زير راسته نماتوسرا از مهمترين حشرات بهداشتي هستند كه در ذيل به تعدادي از خانواده­هاي

   آن اشاره مي­كنيم:

   خانواده كوليسيده ( Culicidae) انتشار جهاني دارد و همه مردم با اين حشرات آشنا هستند.

    اين حشرات خونخوار بوده و ناقل بيماري­هاي خطرناكي مي­باشند. از جمله گونه­هاي اين

    خانواده پشه­هاي آنوفل است كه بيماري مالاريا را منتقل مي­كنند.

    خانواده تيپوليده ( Tipulidae) در واقع بزرگترين خانواده راسته دوبالان است كه در طبيعت

   به وفور ديده مي­شود و لاروهاي آن‌ها از مواد آلي تغذيه مي­كنند.

   حشرات كامل داراي پاهاي بسيار بلند و شكننده­ هستند و گاهي وارد منازل مي­شوند.

   خانواده سيسي­دومئيده ( Cecidomyiidae) است كه تعدادي از آنها گياهخوار هستند

    واز آفات مهم به حساب مي­آيند.

    خانواده آفيدوليتس­آفيدومايزا ( Aphidoletes aphidomyza) است كه شكارگر هستند و

     از حشرات مضر تغذيه مي­كنند.

    خانواده كايرونوميده ( Chironomidae) است كه آبزي بوده از موجودات مختلف و منابع

    گياهي در داخل آب تغذيه مي­كنند.

    گونه‌هاي زير راسته براكيسرا كه بيشتر بر روي گياهان زينتي ديده مي­شوند به سه

    گروه تقسيم شده‌اند:

     1- آسيلومورفا Asilomorpha

    2- مسكومورفا Muscomorpha

    3- تابانومورفا ( Tabanomorpha)

  - خانواده آسيلو مورفا ( Asilomorpha) : مگس هايي هستند كه يك خانواده از آن‌ها به

   نام آسيليده ( Asilidae) و ديگري رابر فلايز (Robber flies) است. اين مگس­ها در واقع بسيار

  بزرگ و شكارگر هستند و در طبيعت از بسياري حشرات حتي از زنجره­هاي بسياربزرگ تغذيه

   مي­كنند و جزء حشرات مفيد مي‌باشند.

          



   آيا از مگس­هاي خانواده آسيليده امروزه در مبارزه بيولوژيكي استفاده مي­شود؟

   از مگس­هاي خانواده آسيليده بعنوان آفت بيولوژيك استفاده نشده است ولي بهرحال تعدادي

   از حشرات در طبيعت شكارگر هستند و در كاهش تمام جميعت آفات نقش ارزنده­اي را ايفا

   مي­كنند ولي بدليل اينكه تمايل خاصي به تغذيه از يك گونه خاص ندارند عموماً از اين‌ها در

   كنترل بيولوژيك استفاده نمي­شود.

 - خانواده تابانو مورفا ( Tabanomorpha) : مگس­هاي اين خانواده مثل خانواده تابانيده بر روي

   چهارپايان و احشام ايجاد بيماري مي­كنند و در واقع مراحل لاروي خود را داخل بدن احشام

   اهلي و وحشي سپري مي‌كنند و در داخل بدن احشام (مثل اسب و گوزن) بيماري­هاي

  خطرناكي را ايجاد مي‌كنند.
 

  - خانواده مسكو مورفا ( Muscomorpha) : مگس‌هاي اين خانواده فوق­العاده مهم و بزرگ

  هستند. تعدادي از مگس­هاي اين خانواده از گياهان تغذيه مي­كنند و تعدادي نيز مثل خانواده

  تاكينيده ( Tachinidae) از جمله مهم‌ترين دشمنان طبيعي آفات هستند لذا تعدادي از

   گونه­هاي اين خانواده در كنترل بيولوژيك آفات مورد استفاده قرارگرفته است.

   آيا از راسته مسكو مورفا خانواده­اي وجود دارد كه گونه­هاي آن از آفات گياهان زينتي

    محسوب بشوند؟ 
 

   مهم‌ترين خانواده زير راسته مسكو مورفا كه آفت گياهان زينتي بوده خانواده آگرومايزده

   ( Agromyzidae) است كه تحت نام ليف ماينرز (Leaf miners) يا مينوز نام برده مي­شود.

   مراحل لاروي اين دوبالان در داخل پارانشيم برگ سپري مي­شود و تخم­هاي خودشان را در

   داخل بافت گياهان مختلف قرار مي­دهند، و لارو آن‌ها در داخل پارنشيم برگ بين اپيدرم

   پشتي و اپيدرم زيرين تونل و گالري­هايي بشكل‌هاي مختلف ايجاد مي­كنند.

   در تراكم­هاي بالا در روي هر برگ ممكن است حدود 20 لارو بتوانند رشد و نمو بكند.

   از ديگر خانواده هاي راسته مسكومورفا خانواده تفراتيده (Tephritidae) است كه گونه­هاي

   مختلف آن مثل سراتيتس كاپيتاتا (Ceratitis capitata) و رائگوليتيس پومونلا

    (Rhagoletis pomonella) از آفات مهم درختان ميوه به حساب مي­آيند.

    همچنين خانواده آنتوميليده ( Anthomyliidae) است كه تعدادي از گونه­هاي آن از گياهان

   تغذيه مي­كنند. خانواده ساركوفاژيده ( Sarcophagidae) و كاليفوريده ( Calliphoridae)

   نقش تميز كننده محيط را بعهده دارند. تعدادي از گونه­هاي خانواده كاليفوريده در روي

   احشام (مثل گاو و گوسفند) ايجاد بيماري‌هايي مي­كنند كه در مواردي منجر به مرگ

   آن‌ها مي­شود، لذا براي كنترل آن‌ها در كشورهاي آمريكايي از روش عقيم كردن نرها و

   رهاسازي آن‌ها استفاده شده ­است كه نتايج خوبي به همراه داشته است.

  خانواده تاكينيده ( Tachinidae) از ديگر خانواده­هاي مهم زير راسته مسكومورفا است كه

  همه گونه­هاي آن‌ها بدون استثناء پارازيت گروه‌هاي مختلف حشرات مثل لارو پروانه­ها

   بشمار مي روند.

   خانواده ديگر اين زير راسته اواستريده ( Oestridae) است كه مثل خانواده تابانيده پارازيت

   چهارپايان اهلي مي­باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 13:37 |

پروانه­ها:

 

 

 پروانه­ها (Lepidoptera)

  پروانه­ها حشراتي هستند كه تقريباً همه مردم آ‌ن‌ها را مي­شناسند و داراي چهار بال هستند

  كه سطح بال­ها بوسيله پولك پوشيده شده است. لارو همه گونه­هاي پروانه­ها به استثنا چند

  گونه محدود از گياهان مختلف تغذيه مي­كنند. تعدادي از گونه­ها در اين راسته از آفات بسيار

  مهم درختان ميوه و تعداد معدود ديگر در شرايط گلخانه­ اي جزء آفات گياهان زينتي به شما ر

 مي­روند.

  براي شناسايي و تفكيك گروه‌هاي مختلف پروانه­ها، دو ويژگي مهم الف) رگ­بندي  بال و

  ب) مكانيسم جفت­شدن بال­هاي جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است.

رگ­بندي بال در پروانه­ها نسبتاً ساده و تعداد رگ­هاي عرضي و طولي كم است.

 

پروانه



 در پروانه­ها چهار مكانيسم براي جفت­ شدن بال­هاي جلو و عقب به هنگام پرواز

 وجود دارد كه عبارتند از:                     

1- فيبولا (Fibula)

2- ژوگوم (Jugum)

3- فرنيلوم (Frenulum)

4- هيمورال اَنگِل (Humeral angle)

عمده پروانه­هاي روز پروازي كه در طبيعت مشاهده مي­شوند داراي مكانيسم هيمورال

 انگل هستند. لارو پروانه­ها بصورت­هاي مختلفي از گياهان تغذيه مي­كنند. 

 تعدادي از آن‌ها آزادانه از قسمت­هاي مختلف گياه مانند برگ، ميوه يا گل تغذيه 

 مي‌كنند و يا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبي گياه را استفاده مي‌كنند.

 تعداد معدودي از گونه­ها هم جزء آفات انباري هستند و در شرايط انباري از انواع

 خشكبار تغذيه مي­كنند.

راسته لپيدوپترا به پنج زير راسته تقسيم مي­شود كه عبارتند از:

1.    زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانه­هايي هستند كه داراي آرواره بالا مي‌باشند.

 بنابراين توانايي تغذيه از مواد جامد مثل گرده گل‌ها را دارند و اين ويژگي در ساير

 پـروانـه­هـا ديــده نمي­شـود. در ايـن زيـر راستــه خـانـواده ميـكروپـتريـژيـده

 (Micropterygidae) حائز اهميت است.

 

2.     زير راسته داكنونيفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات كامل داراي آرواره هستند

 ولي آرواره­هايشان غيرفعال است. در واقع گاله­هاي مربوط به هر يك از آرواره­هاي پايين

 بهم متصل ­شده و خرطوم را بوجود ­آورده‌اند كه بوسيله آن از مواد مايع تغذيه مي­كنند.

 

3.     زير راسته اكسوپوريا (Exoporia) ؛ در اين راسته خانواده­اي به نام

 هيپاليده (Hepialidae) وجود دارد كه از نظر شكل ظاهري شباهت به پروانه­هاي

 اسفينژيده (Sphingidae) دارد ولي لاروهاي آن‌ها عموماً از ريشه گياهان تغذيه مي­كنند.

4.     مونوتريزيا (Monotrysia)؛ تعدادي از گونه­هاي مونوتريزيا بصورت مي‌نوز فعاليت مي­كنند.

 مهم‌ترين خانواده اين زير راسته استيگمليده (Stigmellidae) است كه لارو­هاي آن از پارانشيم

 برگ­هاي گياهان تغذيه ميكنند.

5.    بزرگترين زير راسته ديتريسيا (Ditrysia)است؛ عمده پروانه­ها در اين زير راسته

 تقسيم‌بندي مي­شوند كه به تعدادي از خانواده­هاي آن اشاره مي­كنيم:

خانواده تينيئيده (Tineidae) يكي از خانواده­هاي زير راسته ديتريسيا است كه عموم

اً لارو آن‌ها از منسوجات تغذيه مي­كنند.

- ليونيتيده(Lyonetidae) و گراسي­لاريده (Gracillaridae) نيز مي‌نوز هستند كه

 لاروهايشان در بين اپيدرم فوقاني و زيرين برگ از پارانشيم برگ گياهان تغذيه مي­كنند.

- خانواده پيه­ريده (Pieridae) كه در واقع روز پرواز بوده و جزء آ‌فات مهم كَلَم هستند.

 اين خانواده داراي دامنه ميزباني نسبتاً وسيعي هستند و امكان فعاليت آن‌ها در شرايط

 گلخانه­اي روي محصولات گلخانه­اي وجود دارد.

- خانواده ليكينيده (Lycaenidae)؛ تعدادي از لاروهاي گونه­­هاي اين خانواده در لانه مورچه‌ها

 زندگي مي­كنند. در واقع مورچه­ها تعدادي از جمعيت خودشان را در اختيار لارو اين پروانه­ها

 قرار مي­دهند و اين‌ها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچه­ها تغذيه مي­كنند و توليد عسلك

 كرده كه مورچه­ها از عسلك توليد شده توسط اين لارو پروانه­ها تغذيه مي­كنند.

* پروانه­هاي باتر فلاي (Butterfly) يا پروانه­هاي روز

1-   اسفينجيده (Sphingidae) تعدادي از گونه­هاي اين خانواده در داخل كندو­هاي زنبــور

 عســل زندگي مي­كنـند. گـونـه­اي بـه نــام اكـرونتيـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos)

 جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار مي­رود. گونه­هاي ديگر اين خانواده از گياهان تغذيه

 مي­كنند. ويژگي بارز لاروها داشتن شاخي در انتهاي بدن مي‌باشد كه به شناسايي

 آن‌ها كمك مي‌كند.

2-   خانواده ساتورنيده (Saturnidae) شامل بزرگترين پروانه­هاي موجود در ايران مي­باشد.

 گونه پر طاووسي گلابي بزرگترين پروانه­اي است كه در ايران وجود دارد.

3-   نيمفاليده (Nymphalidae)

4-   ساتي­ رئيده (Satyridae)

5-   پاپيليونيده (Papilionidae)

6-   دانائيده(Danaidae)

 و تعدادي ديگر از خانواده­ها كه لاروشان عموماً در روي گياهان مرتعي  و يا درختان ميوه

 از برگ گياهان تغذيه مي­كنند. اين پروانه‌ها جزء آفات هم محسوب نمي­شوند و تحت كنترل

 دشمنان طبيعي هستند. 

 بسياري از پروانه­هاي روز پرواز جزء آفات مهم نيستند ولي تعدادي از پروانه­ هاي شب پرواز

 تحت نام موس (Moths)در خانواده­هاي نوكتوئيده (Noctuidae) و پيراليده(Pyralidae) از آفات

 بسيار مهم محصولات زراعي و گياهي مختلف هستند

بطور كلي جمعيت موجودات بوسيله دو دسته از عوامل كنترل مي‌شوند.

 الف) عوامل طبيعي مثل سرما؛ پروانه

 ب) دشمنان طبيعي.
 

به همين دليل در گذشته كشاورزان در زمستان زمين‌هايشان را آب مي­دادند تا زمين يخ

 ببندد و بسياري از شفيره آفات مهم كه در داخل خاك زندگي مي­كردند به اين

 طريق از بين بروند.

 از عوامل كنترل كننده دشمنان طبيعي لارو پروانه­ها عمدتاً زنبورهاي براكلونيده (Braclonidae)

 و مگس‌هاي خانواده تاكي نيده (Tachinidae) مي­باشند كه از اهميت زيادي برخوردارند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 12:50 |

                                                            جهت یابی در حشرات

 

Frankle & Gunn رفتاري جهت‌یابی را به صورت ساده تجزیه کرده و هر قسمت را تحت عنوان یک نام

معرفي کرد که گاهاً ممکن است یک جهت یابی مجموعه کمپلکسی از تمام این رفتارها باشد، تقسيم

بندي او بدين شرح است:

 

1- Kinesis:

در این حالت حشره بدون جهت‌یابی خاص و صرفاً به خاطر وجود منبع تحريك حركت مي‌كند و جهت حركت

دقیقاً هدف‌مند به سوی منبع تحريك نیست تنها عاملی كه باعث می‌شود حشره به سوی منبع تحريك

برود وجود اندام‌هاي حسی است كه اختلافات بین مناطق مختلف را از نظر شدت تحريك شناسایی

مي‌كند. به آنها Indirect Reactions گويند.

 اين نوع جهت‌يابي به 2 دسته تقسيم مي‌شود كه عبارتند از:

 

الف) Orthokinesis: در این حالت عامل محرك حشره را به حركت وادار می‌كند و چنانچه تحريك متوقف

شود حشره دست از فعالیت بر می‌دارد. براي مثال اگر تعدادي Psocopter را در يك پتري قرار داده و نصف

كاغذ صافي را كه در پتري قرار داده‌ايم را مرطوب كنيم ملاحظه مي‌شود كه حشرات در قسمت مرطوب

پتري جمع مي‌شوند.

 

ب) Klinokinesis: در این حالت حشره در حركت خود دچار تغییر نمی‌شود، مگر اينكه به يك عامل محرك

برخورد كند كه در این صورت حشره پیچیده و جهت دیگری را براي حركت انتخاب مي‌كند.

اگر عامل محرك خیلی قوی باشد يك (Avoiding Reaction) يا عكس‌العمل باز‌خوردی یا گریزی ایجاد

می‌شود، كه دو عامل چرخش تصادفي و سازگاري حشره را به محيط مناسب هدايت مي‌كند. مثلاً حركت

سوسك‌هاي ‍Carabidae روي صفحه‌اي كه چند نقطه آن گرم است.

 

2- Taxis:

این نوع واكنش‌ها جهت‌دار هستند و سیستم پیچیده دیگری را نیاز دارد و شامل موارد زيراست:

 

الف) Klinotaxis: حشره به منظور تعیین و مقایسه شدت حركت در اطراف خود مجبور است در مسیر

حركت اعضای حسی دو طرف قرینه، بدن را تحريك كند (شاخك چپ يا راست) و از مقایسه میزان تحريك

پی به فاصله گرفتن از مسیر حركت می‌برد. مثلاً حركت زيگزاكي حشره كه در آن حشره مستقیم حركت

می‌كند دوباره می‌آید با زاویه حركت می‌كند اگر شدت محرك ضعیف شود برمیگردد و آنقدر به سمت چپ و

راست می‌رود تا به صورت زيگزاكي به عامل محرك برسد.خصوصیات این رفتار آن است كه تحريك در دو

طرف بدن مقايسه می‌شود.

 

ب) Tropotaxis: در این نوع حركت نیازی به حركت زيگزاكي نیست و حشره می‌تواند مستقیم به سمت

عامل محرك پیش رود، تحريك به صورت همزمان در گیرنده‌های قرینه صورت می‌گیرد.

 به مجموع Klinotaxis و Tropotaxis، Avoiding Reaction، Shock Reaction، Trail & Error و Phobotaxis

گويند.مكانيسم Tropotaxis توسط Loeb تحت عنوان تئوري تروپیسم نامیده شد. كه بر اساس

Tonus hypothesis مطرح شد، بر اين اساس انقباض ماهيچه (Muscle Tone) در طرفين بدن با توجه به

اينكه شدت محرك مساوي نيست متفاوت است و حشره به سمتي مي‌چرخد كه واكنش ماهيچه قوي‌تر

باشد و اگر شدت تحريك ماهيچه يكسان باشد حشره به حركت خود ادامه مي‌دهد.

 

ج) Telotaxis: شامل تمام تحريكاتي است كه موجود توسط اعضاي حسي، محل يك منبع را تعيين

مي‌كند يا به طرف آن پيش مي‌رود و يا خود را در جهت آن قرار مي‌دهد و از اين ديدگاه هر جهت‌يابي

مي‌تواند تحت تاثير هر حسي قرار گيرد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 18:26 |

اعضاي حسي در حشرات

 

1-حس بينائي:

 

رشد اين حس در گونه هاي مختلف حشرات متفاوت است.چنانچه در حشراتي كه در زير زمين ونقاط

تاريك زندگي مي كنند اعضاي بينائي رشد كمي داشته ويا از بين رفته اند.

 1-چشمهاي ساده به صورت نقاط شفاف در طرفين ويا جلوي سر قرار دارند چشم هاي جانبي در

 لاروها از 1تا7 عدد در هر طرف سر تغيير مي كنند.چشمهاي ساده پشتي در حشرات كامل وپوره

حشرات بادگرديسي ناقص وجود دارندومعمولا3 عدد هستند كه يكي در قسمت پيشاني به نام

چشم ساده مياني و2 عدد ديگر در طرفين پيشاني مشاهده مي شوند.در چشمهاي ساده به ترتيب يك

قرنيه از جنس كوتيكول شفاف وزير آن شبكيه متشكل از سلولهاي بينائي كه محور رابدومRhabdom را

تشكيل مي دهد مشاهده مي شود.

در بعضي حشرات لايه سلول هاي رنگين در زير شبكيه قرار دارد ودر بعضي از لاروهاساختمان اين

چشمها بسيار ساده وفقط از چند سلول بينائي تشكيل يافته است.

2-چشمهاي مركب در حشرات كامل به تعداد يك جفت در طرفين سر به اشكال گرد؛بيضوي؛كروي ويا

لوبيايي قرار دارندوعضو اصلي بينائي هستند.هر چشم مركب از چند واحد بينايي به نام اوماتيدي

تشكيل شده وتعداد آنها در حشرات مختلف متفاوت است.چنانچه در كرم شب تاب 2500-در مگس

خانگي 4000-ودر سوسك 9000 عدد در هر چشم مركب مي باشدوهر اوماتيدي شبيه به يك چشم

ساده بوده واز 3 قسمت قرنيه-عدسيه وشبكيه تشكيل يافته است.

قرنيه به شكل عدس كوچك وشفاف از جنس كوتيكول است.عدسيه متشكل از 4 سلول بلوري است كه

به مخروط بلوري موسوم است.شبكيه از 6تا 8 سلول حسي طويل ورنگي تشكيل شده ودر محور بينائي

يا رابدوم قرار دارند.عدسيه وشبكيه هر اوماتيدي به وسيله غلافي از سلول هاي رنگين به نام عنبيه

احاطه شده اند.انتهاي رشته هاي عصبي سلول هاي بينائي به عصب هاي بينائي مربوط وسپس به

عقده هاي بينائي در مغز جلوئي متصل مي گردند.

2-طرز بينائي در چشمهاي مركب:بينائي در اوماتيدي ها يا به طريق تشكيل تصوير پهلوي هم صورت

مي گيرد. در اين حالت اوماتيدي ها ازيكديگر جدا بوده وهر يك از آنها تصوير قسمتي از جسم مورد نظر را

در قاعده عدسيه به طور معكوس مي سازدوتصوير كامل وحقيقي از پهلوي هم قرار گرفتن اين تصاوير

حاصل مي گردد واين حالت در پروانه هاي روز پرواز وزنبورها ومگسها وسخت بالپوشان وجود داردويا

اوماتيدي ها از يكديگر جدا نبوده وتصوير نهائي از روي هم قرار گرفتن چندين تصوير جز حاصل مي گردد.

حشرات برخلاف انسان اشعه ماوراء را تشخيص مي دهند ولب برعكس اكثر آنها رنگ قرمز رادرك نمي

كنند.به همين لحاظ رنگها در حشرات با آنچه ما مي بينيم فرق دارد.

 

چشم

 

 2-حس شنوائي:

  اعضاي حس شنوائي در حشرات مختلف متفاوت است.در بعضي از حشرات مانند پروانه ها موهاي

ظريف سطح بدن از نظر شنوائي اهميت دارند.در سوسريها وجيرجيركها موهاي حسي پيوستهاي

انتهائي شكم نسبت به ارتعاشات خيلي ضعيف ويا قوي حساس هستند.

اعضاءكردوتونالchordotonal در قسمتهاي مختلف بدن بعضي از حشرات تمركز داشته واعضاي شنوائي

ديگري به نام عضو جونستونjohnston در مفصل دوم شاخك پشه مشاهده مي شود.كامل ترين دستگاه

شنوائي عضوtympanal است كه به منزله گوش حشرات به حساب مي آيدودر ملخ هاي شاخك كوتاه به

صورت يك جفت حفره شفاف در طرفين اولين مفصل شكم قرار داردودر ملخ هاي شاخك بلند به صورت

پرده كوچك وسفيد رنگ در قاعده ساق پا هاي جلوئي ديده شده ودر زنجره ها در حلقه درزيرآن اعضا

شنوائي به نام اسكولوپيدي قرار دارند.

 

3-حس لامسه:

 جلد كوتيكولي بدن حشرات اگرچه سبب مقاومت وپايداري آنها نسبت به ارتعاشات وفشارهاست ولي

موهاي حسي وخارهاي پراكنده در سطح بدن سبب حساسيت آنها نسبت به عوامل محيط خارج بوده

واين موها به وسيله سلولهاي حساس دو قطبي جلد به مراكز عصبي مر بوط مي شوند.در پشه ها

شاخكها مجهز به موهاي حسي حرارتي ويا موهاي حسي رطوبتي هستند.

عامل موثر درنزديك شدن پشه هاي خونخوار به بدن انسان علاوه بر بو حرارت بدن نيز

هست.اعضاءلامسه  ديگر  از قبيل عضو حسي كامپانيفرم در بال پروانه ها ويا هالتر در دو بالان

اعضاءاسكولوپيدي در شاخكها وپالپهاي دو بالان وعضو جونستون در مفصل دوم شاخك پشه ها رشد

قابل توجه داشته سبب حساسيت آنها نسبت به عوامل محرك محيط خارج مي گردند.

 

 4-حس چشائي:

اين حس معمولا درحشرات قوي است چنانچه زنبور عسل طعم هاي شيرين-شور-تلخ وغيره ...را از

يكديگر تميز مي دهدواين عمل را باكمك موهاي حسي موجود در سطح زائده هاي لب بالا وپائين

وپالپهاي آرواره پائين وحتي پنجه ها انجام مي دهد.گاهي موهاي حسي چشائي در آلت تخمريز (بعضي

از زنبورها)پراكنده هستند.

 

5-حس بويائي:

 حشرات معمولا به وسيله بوهائي كه براي انسان غير قابل درك است جلب مي شود.اعضاي بويائي به

صورت موهاي حسي يا فرورفتگي هاي كوچك جلدي در سطح بدن حشرات پراكنده هستند.

پروانه نر پرطاووس گلابي به وسيله نوي مخصوص جنس مخالف تا فاصله 5 كيلومتري آن را پيدا مي كند.

حس بويائي در بعضي از حشرات از نظر انتخاب ميزبان ومحل تخمريزي اهميت داردچنانچه پروانه هاي

خانوادهpieridae به طرف بوي كلم جلب ميشوند.

حس چشائي همراه با حس بويائي عامل مهمي در تغذيه وتخم ريزي حشرات محسوب مي گردند.

 

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 23:19 |

تشریح وفیزیولوژی اندام های داخلی حشرات :

 

 الف:دستگاه گوارش digestive system :

 دستگاه گوارش در حشرات عبارت از لوله ی طویلی است که از دهان شروع و به مخرج ختم می شود.

 اندازه وشکل ان بستگی به رژیم غذایی حشره دارد وازسه بخش جلویی,میانی وعقبی به شرح زیر

تشکیل یافته است:

 1- بخش جلویی stomodaeum : که منشا اکتودرمی داشته ودر خرد کردن وانبار کردن وهضم اولیه

موادغذایی دخالت دارد. ساختمان ان به ترتیب از داخل به خارج عبارت از یک لایه ی کیتینی, ماهیچه

های طولی,ماهیچه های حلقوی و پرده ی صفاق می باشد وشامل دهان, حلق, مری, چینه دان وپیش

معده است.

 (1)- حلق (pharynx) : قیفی شکل است ودارای غدد بزاقی وماهیچه های قوی جهت خرد کردن غذا

  می باشد

 (2)- مری (oesophagus) : مجرای باریکی است که به چینه دان متصل میگردد

 (3)- چینه دان (gizzard) : کیسه ی ذخیره ی مواد غذایی است و ان مجهز به خارهای کیتینی است و با

داشتن انزیم های مختلف در نرم وهضم کردن مواد غذایی اهمیت دارد

 (4)- پیش معده (proventriculus) : اخرین قسمت بخش جلویی لوله ی گوارش می باشد و با داشتن

جدارماهیچه ای قوی و خارهای کیتینی در هضم مواد غذایی دخالت دارد

 2- بخش میانی یا معده (mesenteron) : عضو اصلی ترشح, گوارش و جذب می باشد و بوسیله ی

دریچه کاردیاک از بخش جلویی مجزا می شود و معمولا به شکل کیسه ی طویلی است با مبداء

آندودرمی و دارای ماهیچه های طولی و حلقوی و فاقد کیتین است. در قسمت جلو معده اغلب

انشعابات کیسه, یا لوله مانندی مشاهده می شود که gastric coeca نامیده می شود.

 در بعضی ازحشرات,مانند خرطوم مفصلی ها معده شامل سه یا چهار قسمت متمایز می باشد, در

اغلب حشرات غذاهنگام داخل شدن درمعده به وسیله ی پرده کیتینی به نام پرده ی اطراف غذا (

pretrophic membrane) که به وسیله ی قسمت جلوی معده ترشح شده پوشیده می شود. این پرده

مانع ز تماس مستقیم مواد غذایی با جدارنرم معده می شود وعمل گوارش به وسیله ی نفوذ مواد قابل

جذب از پرده ی اطراف غذا صورت می گیرد و مواد هضم نشده داخل پرده, وارد بخش عقبی لوله ی

 گوارش می گردد.

 3- بخش عقبی یا روده (proctodeum) : مبداء اکتودرمی دارد و از سه قسمت روده ی باریک

,روده ی بزرگ (colone) وروده ی راست (rectum) تشکیل شده, محل اتصال روده ی باریک با معده دارای

تعداد زیادی لوله های دفعی موسوم به لوله های مالپیگی که از نظر دفع مواد زائد دارای اهمیت است.

 اخرین قسمت دستگاه گوارش روده ی راست به شکل کیسه گلابی شکل است که به وسیله ی سوراخ

مخرج به خارج باز می شود.

 

گوارش

 ۴- اعضای ضمیمه ی دستگاه گوارش : این اعضاء از نظر هضم و جذب غذا اهمیت بسیار دارند وشامل

قسمت های زیر می باشد

 (1)- غده های بزاقی : که به اشکال ساده وتک سلولی در جدار دهان ومری پراکنده هستند وترشحات

انها به حفره های دهان یا مری ریخته می شوند. گاهی به شکل لوله های ساده است که جدار انها

مجهز به سلول های ترشحی است وبعضی به شکل غده های کیسه ای که جدار انها دارای حفره هایی

با سلول های ترشحی است وسرانجام ممکن است خوشه ای شکل باشند.ترشحات غده های فوق به

نام بزاق با دارا بودن دیاستازهای مختلف نظیر امیلاز, انورتاز و غیره در هضم و جذب مواد غذایی اهمیت

دارند ودر بعضی از حشرات مانند مگس ها و پشه ها  محتوی ماده مخصوص جلوگیری از انعقاد خون

می باشد.

 (2)- غده های گوارشی : این غده ها معمولا تک سلولی ودرجداربخش میانی وعقبی لوله گوارشی

پراکنده هستند و ترشحات انها سبب هضم مواد پروتیدی و چربی می شود.

 (3)- اعضای دفع : درحشرات علاوه برسلول های انوسیت oenocyte سلول های اطراف قلب واجسام

چربی لوله های مالپیگی عضو اصلی مواد زائد وادراری ودرنتیجه تصفیه ی خون می باشند و ان عبارت از

لوله های بن بستی است که درمحل اتصال روده ی باریک ومعده قراردارند. محتویات داخل لوله های

مالپیگی عبارتند از:

 کلرور سدیم, اوره, مواد سفیده ای, رنگها و گاهی باکتری ها و تک سلولی هایی که

 به طریق همزیستی زندگی می کنند.

 ۵- مواد دفعی وترشحی حشرات :

 (1)- ادرارو مدفوع : ادرار به وسیله ی لوله های ماپیگی از خون گرفته می شود وترکیب ان بستگی به

رژیم غذایی حشره دارد که ممکن است اسیدی یا قلیایی بوده و همراه با مواد دفعی که عبارت از بقایای

مواد غذایی هضم نشده می باشد ازمخرج حشره دفع می گردد نمکهای مختلف ازقبیل فسفات ها,

سولفات ها, اسیدهای امینه,  اوره, اسید اوریک و گاهی مواد رنگی در ادرار یافت می شوند.

 (2)- ابریشم : غده های ترشح کننده ی ابریشم درحشرات فوق العاده متنوع هستند, درلاروپروانه ها

غدد بزاقی لب پایین الیلف ابریشم ترشح می نماید ودربعضی ازسخت بالپوشان وبالتوری ها لوله های

مالپیگی این عمل را انجام می دهند. درلارو پروانه ها یک جفت غده ترشح کننده ی ابریشم درزیرلوله ی

مری قرارگرفته و ترشحات ابریشمی بعد از خروج, از کانال مخصوص عبور کرده و از منفذی در زیر لب پایین

به صورت الیاف خارج می شوند. الیاف ابریشمی ازدوماده ی فیبروئین fibroin وسریسین sericin و یک

پوشش نازک مومی تشکیل شده است.

 (3)- عسلک : مدفوع حشرات مکنده می باشد که به صورت مایع شفافی از مخرج حشره دفع می گردد.

حشره برای تامین مواد پروتئینی مورد نیاز بدن, مقدارزیادی شیره ی نباتی را می مکد وبعد ازجذب مواد

لازم, مازاد ان را به صورت عسلک دفع می نماید, عسلک شته ها وشپشک های نباتی محتوی

مقدارزیادی مواد جذب نشده الی به خصوص مواد قندی است. گزانگبین نوعی عسلک می باشد.

 (4)- موم : ترشحات مومی به وسیله ی غدد جلدی عده ای از حشرات نظیر شپشک های نباتی و شته

ها ترشح می گردند واز نظرحفاظت بدن در برابرگرما وخشکی در حشرات خشکی زی و به منزله ی

قشرغیرقابل نفوذ به اب در حشرات ابزی اهمیت دارد و زنبورعسل های کارگر به وسیله ی هشت غده در

سطح زیرین شکم این ماده را ترشح می نمایند.

 (5)- سموم : غدد ترشح کننده سم درحشرات معمولا درناحیه ی سر ویا درانتهای شکم قراردارند و به

وسیله ی عضو زننده یا نیش در بدن شکار وارد می شوند ودربعضی از حشرات ترشحات سمی در خون

وجود داشته وهنگام دفاع به صورت قطرات ریزی ازدهان ویا منافذ دیگربدن خارج می شوند. ترکیبات

سمی شامل آپی توکسین وهیستامین درنیش زنبورعسل,اسید فرمیک درمورچه ها و کانتاریدین

 درترشحات بعضی ازسوسکهای خانواده ی cantharidae می باشد.

 

==============================================

 

ب : دستگاه تنفس respiratory system :

 

 کلمه ی تنفس چندین معنی متفاوت را در بر می گیرد: برای بعضی از حشرات به معنی مبادله ی هوا

ویا تهویه, وبرای سایر حشرات به معنی تجزیه ی غذا برای کسب انرژی است. این کلمه به بهترین روش

به یک سری اعمال بیوشیمیایی اطلاق می شود که برای ازاد شدن انرژی درسلول ها انجام می گیرد.

 در حشرات سیستم تنفس تراشه ای است وازتعداد زیادی لوله های حامل هوا تشکیل شده که به

وسیله ی آستیگمات ها با محیط خارج ارتباط دارند. تراشه ها لوله های تو خالی هستند که داخل انها

مجهزبه یک رشته ی مارپیچی قابل ارتجاع از جنس کوتیکول و موسوم به تنیدیوم (tenidium) می باشد.

کانال های تراشه ای ازمنافذ تنفسی شروع شده تدریجا باریک می شوند وانشعابات انتهایی تراشه ها

رابوجود می اورد که اطراف سلول های بدن را می پوشانند وبه این ترتیب تبادل مستقیم گازی را بین

سلول های بدن و محیط خارج برقرارمی کنند.سوراخ های تنفسی یااستیگمات ها به اشکال بیضی یا

گرد درروی غشاء پهلویی حلقه های قفسه ی سینه و شکم قرار دارند و تعداد وطرز کار انها در گروه های

مختلف حشرات متفاوت است.

 1- مکانیسم تنفس در حشرات :

 وظیفه ی تراشه ها حمل اکسیژن سهولت جریان هوا در موی تراشه ها tracheola وتبادلات گازی

بوسیله ی مایع داخل موی تراشه ها صورت می گیرد وبه این ترتیب اکسیژن به طورمستقیم به وسیله ی

پلاسمای اطراف سلول ها پخش می گردد وتعویض هوای داخل تراشه ها دردومرحله ی دم و بازدم انجام

می گیرد. درمرحله ی بازدم expiration ماهیچه های شکم منقبض شده ودر نتیجه حجم شکم کم

وفشار داخلی افزایش می یابد وبه این ترتیب هوای تراشه ها تخلیه می گردد. در مرحله ی دم

inspiration ماهیچه های شکم ازاد شده و حجم شکم افزایش می یابد وهوا وارد تراشه ها می گردد. 

مکانیسم تنفس بر اساس طرز عمل آستیگمات ها به دو طریق صورت می گیرد,در حشرات آپنوایستیک

apneustic استیگمات ها با ریتم مخصوی بازوبسته می شوند و تبادل گازی فقط هنگام باز بودن

استیگمات هاصورت می گیرد مانند کک ها ومگس ها.در حشرات eupneustic حرکات تنفسی

 دردومرحله ی دم و بازدم مشخص و بازو بسته شدن استیگمات ها, در فاصله معینی صورت می

گیرد.شدت حرکات تنفسی بستگی به شرایط محیط خارج مانند گاز کربنیک وحرارت وفعالیت حشره دارد

چنانچه هنگام پروازو درحرارت های زیاد شدت حرکت تنفسی زیاد وبرعکس درحرارت های پایین وهنگام

استراحت شدت حرکات تنفسی نقصان می یابد.

 در حشرات ابزی تنفس از طریق دستگاههای تراشه یا برانشی و یا تراشه برانشی صورت می گیرد و

تنفس از طریق جلد ساده ترین نوع تنفس در حشرات ابزی است

 2- متابولیسم تنفس :

 مواد غذایی داخل سلول ها وبافتها بوسیله ی اکسیژن جذب شده توسط دستگاه تنفسی اکسید می

گردد وموادی نظیر گلوتاتیون و سیتوکروم به عنوان مواد واسطه ای دراین مرحله اهمیت فوق العاده

دارند.بالارفتن درجه حرارت و رطوبت محیط باعث افزایش متابولیسم می گردد همچنین تغییرات

متابولیسم تنفسی به گونه - سن- مراحل رشدی وجنس حشره بستگی دارند.ضریب تنفسی برابر

است با نسبت حجم انیدرید کربنیک حاصل به حجم اکسیژن مصرف شده ومتناسب با رژیم غذایی

حشره می باشد .

 

تنفس

 

==============================================

 

پ: دستگاه گردش خون circulatory system :

 

 در حشرات, اکسیژن بدون دخالت خون به وسیله ی سیستم تراشه ای تنفس دراختیارسلول قرار می

گیرد. لذا دستگاه گردش خون ساده وحفره ای است وخون تحت فشار قلب درحفره ی عمومی پخش

شده وتمام سلولها وبافتها را فرا می گیرد. ازاین جهت حفره ی عمومی در حشرات, hemocoele یا حفره

ی خونی نامیده می شود. این حفره بوسیله ی دوپرده ی ماهیچه ای طولی به سه حفره ی عمومی

 پشتی, میانی وشکمی تقسیم می شود. حفره ی پشتی محتوی رگ پشتی طولی است که قسمت

جلوی ان به نام آئورت در ناحیه ی قفسه ی سینه و قسمت عقبی ان در ناحیه ی شکم و به قلب

موسوم میگردد.آئورت در حشرات بالدار مجهز به چند حباب ضربان دار به نام قلب های فرعی است. قلب

از تعدادی خانه یا حفره به نام ventriculus تشکیل شده و تعداد انها تقریبا معادل حلقه های قفسه ی

سینه و شکم است. این خانه ها گلابی شکل وبه طورمتوالی قرارگرفته وبه وسیله ی منافذی به نام

استیول به حفره ی اطراف قلبمربوط می شود.آئورت وقلب ساختمان ماهیچه ای داشته وبوسیله ی

الیاف ماهیچه ای خاصی به نیم حلقه های پشتی متصل می شوند. حفره ی میانی یااحشائی نسبتا

 وسیع بوده ولوله ی گوارش وغده تناسلی دران قراردارند. حفره ی شکمی محتوی زنجیرعصبی است.

دیافراگم شکمی از بافت پیوندی و رشته های ماهیچه ای ساخته شده ودارای سوراخهای متعددی جهت

عبور خون می باشد.

 عمل قلب دارای دو مرحله دیاستول وسیستول است. در مرحله ی دیاستول یا مرحله ی غیر فعال,

ماهیچه های بالی شکل منقبض شده وحجم حفره ی پشتی افزایش می یابد وفشار داخلی کم شده

ودرنتیجه خون ازحفره های شکمی ومیانی وارد حفره ی پشتی می شود وازمنافذ استیول داخل خانه

های قلب می گردد.درمرحله ی سیستول یا مرحله ی فعال در نتیجه ی انبساط ماهیچه های بالی شکل

منافذ استیول بسته شده وخون از خانه ای به خانه جلوتر وارد می شود و از طریق آئورت وارد حفره ی

 عمومی می گردد. خون حشرات در انتقال اکسیژن به سلولها و بافتهای بدن وظیفه ای ندارد ولی از نظر

انتقال مواد غذایی ودفع مواد زائد و ادراری دارای اهمیت می باشد. خون در حشرات به رنگهای مختلف

قرمز,سبزیا ابی دیده می شود و ازدو قسمت پلاسما وسلولهای خون تشکیل یافته است.سلولهای خون

عبارتند از:

 (1)- سلول های انوسیت (oenocytes) :این سلول ها اغلب در طرفین حلقه های شکم پراکنده هستند

وازنظر تغییر جلد, رشد تخمدانها, دفع مواد ادراری وذخیره ی چربی و غیره اهمیت دارد.              

 (2)- سلول ها ی زنده خوار (phagocytes) : اکثراین سلول ها خاصیت زنده خواری دارند وازباکتری ها

وپروتوزئرهایی که از طریق لوله ی گوارش وارد حفره ی عمومی می شوند تغذیه می کنند. همچنین

بعضی ازانها دارای وظایف دفعی و ترشحی وذخیره ی مواد چربی هستند.

 (3)- سلول های اطراف قلب (pericardialcell) : این سلول ها دراطراف قلب وجود دارندوازنظرتصفیه ی

خون با ارزش می باشند.

 (4)- اجسام چربی : سلول های چند وجهی وبه رنگ های سفید, زرد, قرمزونارنجی هستند و ذخیره ی

مواد چربی, پروتیدها مواد ادراری و گلیکوژن را به عهده دارند و بعلاوه دارای خاصیت زنده خواری وتولید

نورمی باشند, ازنظر دفاع حشره وهمچنین جلب جنس مخالف اهمیت دارند وتولید نورنتیجه ی اکسیده

شدن ماده چربی به نام لوسیفرین بوسیله ی دیاستازلوسیفراز است.

 

==============================================

 

ت: دستگاه تولید مثل reproductive system :

 در جنس های نرو ماده از دو قسمت تشکیل یافته است اول اعضاء تناسلی داخلی که مبدا مزودرمی

داشته ومحتوی سلول های جنسی در مراحل مختلف رشد تا تشکیل گامت های نر وماده و سلول های

غذایی و غدد ترشحی است. قسمت دوم اعضای تناسلی خارجی که ازپیوست های حلقه های شکمی

است ومبداء اکتودرمی داشته و جهت خروج اسپرماتوزوئید و اوول می باشد.

 1- دستگاه تناسلی نر : شامل بیضه ها, غده های ضمیمه, مجاری تناسلی و آلت جفتگیری است.

بیضه ها به تعداد یک جفت از لوله های متعددی به نام لوله های اسپرم تشکیل یافته که محتوی سلول

های جنسی درمراحل مختلف رشدی است. در طول لوله ها از پایین به بالا قسمت های زیر وجود دارد :

 (1)- ناحیه ی اسپرماتوگونی spermmatogonia zone که محتوی سلول های اسپرماتوگونی وسلول ها

مزودرمی است.

 (2)- ناحیه ی اسپرماتوسیت spermatocyte zone که از تقسیم سلول های اسپرماتوگنی حاصل شده

اطراف انها را غلافی پوشانده و سیست (cyste) نامیده می شود وهر سیست دارای چندین

اسپرماتوسیت می باشد.

 (3)- ناحیه ی رسیدن گامت های نر maturation and reduction zone و تقسیم با کاهش کروموزومی که

در این قسمت سلول های  اسپرماتوسیت طی دو تقسیم که دومی توام با کاهش کروموزومی است, به

چهار اسپرماتید n کروموزومی تقسیم می شود.

 (4)-ناحیه ی تشکیل اسپرماتوزوئیدها transformation zone که اخرین مرحله ی تحول سلول های

جنسی است پس از پاره کردن سیست ها داخل مجاری خروجی می گردند, یک جفت مجرای خروجی

vasdeferen که ساختمان ماهیچه ای داشته و قسمت عریض ان کیسه ی اسپرم (seminal vesicles)

است و اسپرماتوزوئیدها در داخل ان ذخیره می شوند و یک جفت مجرای خروجی که در انتها یکی شده و

به مجرای اسپرم انداز مربوط می شوند و در انتها بوسیله ی سوراخی به نام گونوپور (gonopore), به الت

جفتگیری نر(penis) منتهی می شود.

 

نر

 ۲- دستگاه تناسلی ماده : شامل یک جفت تخمدان, غده های ضمیمه, کیسه ی ذخیرهی

اسپرماتوزوئید وتخمریزاست.

 (1)- تخمدان (ovary) : از تعدادی لوله های کوچک استوانه ای به نام اواریول تشکیل شده وهراواریول از

قسمت های زیر تشکیل یافته است :

 رشته ی انتهایی terminal filament : که هر رشته ی باریک اواریول را به جدار بدن متصل می سازد.

 ژرماریوم germarium :که این قسمت حاوی سلول های oogonia در حال رشد و تقسیم, سلول های

غذایی trophocyte به نام سلول vitelline و سلول های سیتوسیت است.

 ویتلاریوم vitellarium : محتوی سلول های oocyte و یا گامت های کامل به نام اوول ovule می باشد

 پدیسل pedicel : به صورت مجرای کوتاهی اواریول را به مجرای تخم متصل می کند.

 (2)- مجرای تخم oviduct : هر تخمدان در طول قاعده به یک مجرا ختم می شود وابتدای ان کالیکس

(calix) نام دارد.

 (3)- غده های ضمیمه (accessory glands) : این غده ها معمولا به تعداد یک جفت بوده و ترشحات انها

برای چسبانیدن تخمها روی تکیه گاه و یا تهیه ی کپسول تخم بکار می روند.

 

ماده

  

  

دستگاه عصبي در حشرات

Nervous system

دستگاه عصبي در حشرات ساختمان عقده اي داشته وبه صورت دو زنجير عصبي در طول قسمت

شكمي بدن امتداد پيدا مي كند.

دستگاه عصبي داراي دو عضواساسي به نام سلول عصبي وعقده عصبي يا عصب مي باشد.سلول

عصبي از يك قسمت طويلي به نام آكسون ونيز انشعابات متعدد باريك به نام دندريت مي باشد.

مجموع آكسونها يك عصب را تشكيل مي دهند.در حشرات مراكز اصلي عصبي از سه دستگاه تشكيل

شده است:

-دستگاه عصبي مركزي شامل عقده روي مري يا مغز-عقده زير مري وزنجير عصبي مي باشد.زنجير

عصبي در هر حلقه قفس سينه وشكم داراي دو عقده عصبي وهر عقده نيز حاوي رشته هاي عصبي

مي باشند.

دستگاه عصبي دروني يااحشايي در قسمت پشتي ويا پشتي جانبي بخش جلويي لوله گوارش

قراردارد.

-دستگاه عصبي سطحي يا جلدي معمولا در لايه هيپودرم جلد جاي دارد.در حشرات انعكاسات وتاثيرات

عصبي اغلب موضعي است وكمتر به طريق مركزي انجام مي شود.

سلول عصبي در حشرات شامل:دندريت-آكسون-انشعابات انتهائي-كولاترال-جسم سلول عصبي.

 

 دستگاه عصبي مركزي central nervos system

دستگاه عصبي مركزي يا زنجير عصبي كه از عصب ها وعقده هاي عصبي تشكيل يافته است.در ناحيه

سر-مغزbrain))را تشكيل مي دهدكه بوسيله يك جفت رشته عصبي به نام گردنبند دور مري

circumoesophageal connectives به عقده زير مري suboesophgeal ganglion متصل مي گردد.

زنجير عصبي در ناحيه قفس سينه شامل سه جفت عثده عصبي است.معمولا عقده پيش قفسه سينه

اي مشخص ولي عقده هاي ميان وپس قفس به يكديگر اتصال يافته اند

عقده هاي عصبي به وسيله يك رشته عرضي به نام پيوندcommissure ويك رشته طولي به نام طناب c

ord به يكديگر متصل مي باشند.

مغز از 3 قسمت تشكيل شده است:

1-مغز جلوئي يا مغز اولprotocerebron

2-مغز مياني يا مغز دومdeutocerebron

3-مغز عصبي يا مغز سومtritocerebron

 

عصب

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 3:26 |

گزارش کار ازمایشگاه حشره شناسی استاد ارباب:

 

(تهیه ی اسلاید میکروسکوپی از اندام تناسلی حشرات)

 

۲۲/۱/۸۸

 

وسایل ومواد مورد نیاز : لام و لامل, لوله ی ازمایش, چراغ الکلی, اب مقطر, محلول سود,گلیسیرین,

شکم( قسمت انتهایی ) حشره ی مورد نظر

 روش کار : ابتدا شکم حشره را با پنس جدا می کنیم ودرداخل لوله ی ازمایش محتوی سود

 می اندازیم و چند دقیقه ان را بر روی چراغ الکلی حرارت می دهیم تا بافتهای کوتیکولی ان نرم

 و شفاف شوندسپس با تیغ اندام تناسلی را از شکم حشره جدا می کنیم و بعد ان را با اب مقطر

 شستشو می دهیم در مرحله ی بعد ان را بوسیله ی محلول فوشین به مدت 2تا 3 دقیقه رنگ

 امیزی می کنیم وبعد از این مدت دوباره این اندام تناسلی ماده یا نر را را با اب مقطر شستشو

 می دهیم سپس یک قطره گلیسیرین را بروی لام قرار می دهیم وبعد ان را روی گلیسیرین می

 گذاریم در نهایت لامل را با زاویه ی 45 درجه بر روی نمونه و لام قرار می دهیم و میتوانیم درزیر

میکروسکوپ نمونه را در زیر میکروسکوپ مشاهده کنیم

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 3:2 |

سینه (thorax)و ضمائم ان :

 

 قفسه ی سینه از جلو به گردن و ازعقب به شکم اتصال دارد و از سه حلقه پیش قفسه ی سینه

(prothorax),میان قفسه ی سینه (mesothorax)وپس قفسه ی سینه (metathorax) تشکیل یافته

است. در حشرات بالدارpterygota)) دومین وسومین حلقه ی قفسه ی سینه مجهز به بال می باشد.

در حشرات با پروازهای طولانی وسریع میان قفسه ی سینه به علت رشد فوق العاده ی ماهیچه های

مربوط به بال ها بیش از دو حلقه ی دیگربزرگ شده و برعکس در حشرات دونده و یا کم پرواز,رشد پیش

قفسه ی سینه بیشتر از میان قفسه ی سینه است.هر یک از حلقه های قفسه ی سینه از دو نیم

حلقه ی پشتی (گرده یا (notum شکمی(sternum)و قطعات پهلویی(pleura)تشکیل یافته است.

 به دنبال هر یک از گرده ها یک قطعه پس گرده(postnotum) وجود دارد که دراصل همان acrotergite

می باشد.هر یک از گرده ها از سه قسمت پیش گرده (prescutum),سپر (scutum) وسپرچه

(scutellum)تشکیل یافته و قسمت سپرچه در بعضی از حشرات مانند بعضی سن ها رشد زیاد کرده

 و گاهی تمام شکم را می پوشاند.سه نیم حلقه ی زیرین قفسه ی سینه به ترتیب  به نامهای پیش

 سینه(prosternum) ,میان سینه (mesosternum) وپس سینه(metasternum)نامیده می شود و

 هریک از انها به نوبه ی خود از قسمتهای presternum ,sternellum وsternumتشکیل یافته است.

 قطعات پهلویی (pleura) در طرفین سبب اتصال گرده ها به سینه ها می گردد وهر یک از قطعات

پهلویی ازدو قطعه ی جلویی episternum و عقبی epimeron تشکیل یافته است. درحشرات استیگمات

های قفسه ی سینه ای در قسمت ها ی پهلویی ,میان و پس قفسه ی سینه قرار دارند. 

 ضمائم قفسه ی سینه به شرح زیرند :

 

==============================================

 

1- پاها (legs):

 

 

پاها ضمائم قفسه ی سینه و عضو اصلی حرکت و راه رفتن حشرات می باشد و بسته به شرایط زندگی

تغییرات ساختمانی در انها مشاهده می شود. تعداد پاهای سینه ای در حشرات سه جفت(6عدد) می

باشد واز این جهت انهارا شش پایان (hexapoda)می نامند. هرپا از قسمت های زیر تشکیل یافته است:

ران femur ,ساق tibia ,خار spine ,پنجه tarsus ,پرز papille ,ناخن وبالشک pulvillusرشد قسمت های

مختلف پا در تمام حشرات یکسان نبوده و بر حسب محل زندگی و نوع فعالیت حشره متفاوت است.

 

پا

اشکال عمده ی پا به قرار زیرند :

 1- پاهای دونده : در این تیپ پا, ران وساق طویل وباریک می باشد مانند سوسریها

 2- پاهای رونده : پاها کوتاه, ران وساق قوی وپنجه پهن است مانند سخت بالپوشان

 3- پاهای کننده : در حشرات با پاهای کننده ساق پاهای جلویی و گاهی پنجه پهن

 ومجهز به دندانه های تیزاست مثل ابدوزک

 4- پاهای جهنده : در ملخ ها ران پا های عقب طویل وعریض وساق انها بلند است

 5- پاهای شکاری : در پاهای جلویی, ران پا مجهز به خارهای بلند و دارای شیاری

 است که ساق پا در صورت لزوم در ان قرار می گیرد وهمچنین ساق مجهز به

 دندانه یا خار است مانند شیخک

 6- پاهای شناوری : در حشرات ابزی پاها به شکل پارو درامده و ران و ساق پهن,

 طویل و پوشیده از موهای متراکم است مانند سن های ابی

 

پا

 

 

 

==============================================

 

2- بال ها (wings) :

 

 حشرات معمولا دارای دجفت بال هستند که در طرفین حلقه ی دوم و سوم قفسه ی

 سینه به بدن متصل می باشند ورشد و ساختمان انها بسته به محل زندگی ونوع

 فعالیت حشره متفاوت است. بی بالی که به ندرت در راسته ی بالداران pterygota

 مشاهده می شود در نتیجه ی سازش حشرات با محیط زندگی انگلی (شپش ها)وگاهی

 دو شکلی جنسی (شپشکهای نباتی) و یا چند شکلی (شته ها) می باشد.

 در مگس ها و افراد نر شپشکهای نباتی بال های زیرین تبدیل به عضو حسی

 balancierبه شکل سنجاق شده اند. بالها به دو صورت غشایی و کیتینی می باشد.

 بالهای غشایی شفاف و نرم و رگ بندی انها مشخص است و بالهای کیتینی که در

 راسته ی سخت بالپوشان وجود دارند در عمل پرواز دخالت نداشته وفقط برای

 حفاظت بالهای زیرین بکار می روند وجنس انها کیتینی و سخت و رگ بندی انها

 نامشخص است. در این حشرات بالهای عقبی پهن ومخصوص پروازبوده وهنگام

 استراحت مثل بادبزن درزیربالپوش ها جمع می شوند.تزئینات بالها درحشرات

 مختلف متفاوت است چنانچه بال پروانه ها مجهزبه فلس های رنگارنگ وبال

 زنبورها شفاف و فاقدرگ بندی زیاد وبرعکس دربال بالتوری ها رگهای طولی

 وعرضی بال زیاد می باشند. گاهی بالها دارای موها و کرک ها و ریشک هایی

 هستند,مانند بال تریپس ها.

 ز نظر ساختمان داخلی رگهای بال محتوی خون ویک تراشه وگاهی یک رشته ی

 عصبی بخصوص در بالهایی که دارای موهای حسی هستند وجود دارد. سطح بال را

 می توان به بخشهای جلویی,عقبی و محوری تقسیم نمود. بخش جلویی بال را که

 دارای رگهای طولی متعددی است بخش رمیژیوم (remigium) بخش عقبی نرم

 وتا شونده را وانوس (vanus) می نامند واین دوقسمت بوسیله ی چین وانال

 (vanal) از یکدیگر مجزا می شوند.بر طبق کامستوک ونیدهام Comstok and

 Needhamرگهای طولی بال به قرار زیرند:

 1- رگ کناری(costal) : در لبه ی جلویی بال قرار دارد و معمولا ساده است

 2- رگ زیر کناری(subcostal) : مقعر و معمولا ساده است

 3- رگ شعاعی(radial) : معمولا چند شاخه است

 4- رگ میانی(medial) : ابتدا دوشاخه وگاهی هریک از شاخه ها به چند شاخه ی

 ثانوی تقسیم می شوند

 5- رگ بازویی(cubital) : معمولا چند شاخه است

 6- رگهای عقبی(anal) : اخرین رگهای طولی بال وتعداد انها متغییراست

 7- رگهای ژوگال(jugal) : بعد ازرگهای انال درمیدان ژوگال قراردارند ومعمولا

 دارای چند رگ هستند

 رگهای عرضی بال حد فاصل رگهای طولی وبه طورعمود یا مایل به انها قرار دارند

 رگهای عرضی که ازنظررده بندی اهمیت دارند, به قرار زیرند :

 1- رگ عرضی بازویی : بین رگهای کناری وزیر کناری نزدیک به قاعده ی بال قرار دارد(h)

 2- رگ عرضی شعاعی : رگهای طولی شعاعی را به یکدیگر متصل می کند(r)

 3- رگ عرضی شعاعی - میانی : بین رگهای شعاعی و میانی قرار دارند(r-m)

 4- رگ عرضی میانی : رگهای میانی را به یکدیگرمتصل می کند(m)

 5- رگ میانی - بازویی : بین دو رگ میانی و بازویی قرار دارد(m-cu)

 

بال

 سلول های بال, از تقاتع رگهای طولی و عرضی سلول های بال بوجود می ایند. این

 سلول ها باز یا بسته بوده ودر رده بندی بعضی ازحشرات نظیرزنبورها و پشه ها

 اهمیت فوق العاده دارند. مثلا درپروانه ها سلول دیسکال که در حد فاصل رگهای

 شعاعی ومیانی وحجره ی تیریدیال در حد فاصل رگهای میانی وبازویی قرار دارند.

==============================================

 3- شکم (abdomen) :

 

 سومین قسمت بدن حشره می باشد و به اشکال استوانه ای,پهن,گرد ویا در طرفین

 کتابی دیده می شود.تعداد حلقه های ان در حشرات مختلف متفاوت است,از شش حلقه

 درحشرات پست تا 12حلقه در بالدارها متغییر است. شکم محتوی دستگاه گردش خون,

لوله ی گوارش,دستگاه عصبی ودستگاه تناسلی و دفعی است. هر حلقه ی شکم

 ازدو نیم حلقه ی پشتی و شکمی تشکیل یافته که بوسیله ی قطعات پهلویی به یکدیگرمتصل

 می گردند ومنافذ تنفسی در این قطعات قرار دارند حلقه ها شکم معمولا سخت وبه ندرت

پوشیده از مو,کرک,فلس و تزئینات دیگر هستند.در حشرات کامل شکم مجهز به اعضای تناسلی و

جفتگیری است.

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 2:57 |

گزارش کار ازمایشگاه حشره شناسی استاد ارباب:

 

(تهیه ی اسلاید میکروسکوپی از بال حشرات) ۱۵/۱/۸۸

 

وسایل ومواد مورد نیاز : لام و لامل, لوله ی ازمایش, چراغ الکلی, اب مقطر, محلول سود,

 گلیسیرین, بال حشره ی مورد نظر

 روش کار : ابتدا بال حشره را با پنس جدا می کنیم ودرداخل لوله ی ازمایش محتوی سود

 می اندازیم و چند دقیقه ان را بر روی چراغ الکلی حرارت می دهیم سپس ان را با اب مقطر

 شستشو می دهیم ان را بوسیله ی محلول فوشین به مدت 2تا 3 دقیقه رنگ امیزی می کنیم

وبعد از این مدت دوباره بال را با اب مقطر شستشو می دهیم سپس یک قطره گلیسیرین را

بروی لام قرار می دهیم وبعد بال را روی گلیسیرین می گذاریم در نهایت لامل را با زاویه ی 45

 درجه بر روی نمونه و لام قرار می دهیم و می توانیم در زیر میکروسکوپ نمونه را در زیر میکروسکوپ

مشاهده کنیم.

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 2:37 |

قطعات دهانی :

 

در حشرات قطعات دهانی شامل لب بالا,یک جفت ارواره ی بالا,یک جفت ارواره ی پایین و لب پایین

است.بسته به رژیم غذایی و فیزیولوژی گونه های مختلف تیپ های ساختمانی زیر در حشرات مشاهده

می شوند:

 تیپ جونده  chewing: این تیپ درحشرات راسته ی thysanura ,راست بالان ,سخت بالاپوشان ,لارو

پروانه ها وغیره مشاهده میشود وازقطعات زیر تشکیل یافته است:

 1- لب بالا :labrum در زیرclypeus قرار دارد و سطح داخلی ان اپی فارنکس نامیده می شود.

 ۲- ارواره ی بالا mandible: به شکل هرم مثلثی که لبه ی داخلی ان دندانه دار است و به تعداد یک جفت

در زیرلب بالا قرار گرفته و عمل قطع کردن و خوردنمودن مواد غذایی را انجام می دهند.

 ۳- ارواره ی پایین maxilla : که به تعداد یک جفت در زیر ارواره های بالا  قراردارد واز قطعات زیر تشکیل

شده است :پایه(cardo) درقاعده ی ارواره های پایین که بوسیله ی یک برامدگی به تانتوریم tentorium

متصل می گردد.تنه stipes که به شکل قطعه ی بزرگی است و لبه ی داخلی ان به نام internal lobe یا

lacinia موسوم است و معمولا مجهز به مژه یا خار می باشد .لبه ی خارجی ان external lobe یا  galea

نامیده می شود و هم چنین دارای یک پالپ چند مفصلی است.

 4- لب پایین labium :که قسمت متحرکش به صورت قطعه ای بزرگ و قلبی شکل است و دو لبه ی

داخلی ان تشکیل دو زبانه به نام glossa را می دهد که در بعضی حشرات مثل زنبور عسل با هم یکی

شده و قطعه ی نسبتا بلندی به نام زبان یاligula را بوجود می اورد.لبه های خارجی تشکیل زبان های

خارجی یا paraglossa را می دهند که پالپ ها ی لب پایین در طرفین ان قرار دارند.

 

دهان

 تیپ مکنده-زننده piercing-sucking : در این تیپ ارواره های بالا وپایین به صورت میله ای باریک تغییر

شکل داده و برای سوراخ کردن پوست بدن حیوانات یا بافتهای گیاهان به منظور مکیدن خون و یا شیره ی

گیاهان مورد استفاده قرار می گیرد.این میله ها کیتینی وفاقد مو و فلس هستند . در خرطوم مفصلی ها

لب پایین به شکل غلاف طویل وناودان مانندی است که میله ها را در بر می گیرد و ارواره های بالا و پایین

بهم چسبیده و دو کانال فوفانی و تحتانی را بوجود ماورند که از کانال تحتانی موسوم به کانال بزاقی اب

دهان حشره در بافتهای نباتی و یا بدن حیوانات وارد شده و سبب رقیق شدن شیره ی نباتی ویاجلوگیری

از انعقاد خون می شود و به سهولت از کانال فوقانی به نام کانال غذایی به طرف دهان حشره جریان پیدا

می کند . لب بالا به صورت کوچکی از خرطوم را می پوشاند.

 تیپ مکنده siphoning :این تیپ قطعات دهان در پروانه ها مشاهده می شود . در این حشرات خرطوم از

اتصال دو لبه ی خارجی ارواره های پایینی بوجود می اید و مجرای بین انها برای مکیدن مایعات بکار می

رود ومجهز به اعضای حسی متعدد وگاهی زائده های کیتینی است که برای جویدن بافتهای گیاهی بکار

می رود. لب پایین به صورت یک صفحه ی غشایی کوچک وساده بوده ودرطرفین ان پالپ های سه

مفصلی قرار دارند ,لب بالا به صورت یک رشته نازک عرضی تغییر شکل داده و ارواره های بالا خیلی

کوچک ویا به کلی از بین رفته اند.

 تیپ لیسنده sponging : حشرات لیسنده معمولا با خرطوم خود از مایعات تغذیه می کنند. این خرطوم

زانویی شکل و متحرک و از رشد لب پایین به وجود امده است وقاعده ی ان rostrum و انتها ی ان  

haustellumنامیده می شود ودر انتهای قسمت هوستلوم یک قطعه اسفنجی به نام labella مشاهده

می گردد که سطح ان مجهز به شیارهای متعدد است و هنگام تغذیه با فشار دادن قسمت اسفنجی

شیار های مزبور پر از اتصال دو میله(stylet) که یکی از رشد طولی لب بالا و دیگری ازرشد زائد لب پایین

بوجود امده است.

تیپ مختلط chewing-lapping : این تیپ قطعات دهان مخصوص راسته ی بال غشائیان یا زنبور ها می

باشد در زنبورعسل لب بالا و ارواره های بالا نظیر تیپ جونده رشد معمولی داشته و لب بالا کوچک و

هلالی و یا مستطیلی شکل و ارواره های بالا خمیده و دندانه دارند. خرطوم ازرشد طولی ارواره های

پایین و لب پایین به وجود امده است در ارواره های پایین پایه ی قوسی شکل ,تنه کشیده وضخیم ,لبه

های خارجی خنجری شکل و لبه های داخلی از بین رفته ویا بصورت قطعه کوچکی در قاعده ی لبه ی

خارجی دیده می شوند. در لب پایین چانه مثلثی شکل و زبانه های داخلی یا گلوسا قطعه ی طویلی به

نام زبان یا ligula را می سازند و زبانه های خارجی یا پاراگلوسا بصورت یک قطعه ی کوچک در قاعده ی

ان دیده میشوند.زبان قابل انعطاف و دارای مجرای ترشحی بزاق است .    

 

    

 

 

 

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 22:11 |

ساختمان سر :

 

سر در حشرات به اشکال مختلف کروی-بیضی-مثلثی-استوانه ی وقلبی مشاهده میشودودارای یک سوراخ دهانی-

محل شروع لوله گوارش و یک سوراخ پشتی که محل عبور مری و زنجیره ی عصبی است می باشد.کپسول سر

به صورت قطعه واحدی است که محتوی مغز و ماهیچه های ضمائم سر می باشد.بطور کلی مغز دو وظیفه ی

مهم برعهده دارد:1-کنترل و هماهنگ کردن سیستم عصبی حشرات 2-فراهم کردن حس اندامهای حسی حشرات

که بر روی سر انها قرار گرفته اند که این اندامهای حسی شامل پالپ ها-شاخک ها وچشم ها(ساده و مرکب)است

سراز6حلقه تشکیل شده است این 6حلقه در زمان جنینی حشره ان چنان با هم ترکیب شده اند که سر به صورت

یک کپسول واحد دیده می شود از 6 حلقه ی سر 3تا پیش دهانی و 3تا پس دهانی هستند.

سر بوسیله ی شیارهای خیلی کم عمق و باریکی که به انها sutures گفته می شود تقسیم می شودبه هر تقسیم

بندی سریک اسکلریت می گویندفضای داخلی کپسول دارای قطعات کیتینی است به نام تانتوریمtentorium

که با لبه های داخلی اسکلریت ها مجموعا اسکلت داخلی سر را تشکیل می دهند که دارای یک بازوی عقبی

و دوبازوی جلویی است وازنظراتصال ماهیچه های ارواره های بالا و پایین و همچنین انبساط بخش جلوی

لوله گوارش اهمیت دارد.قسمت های مختلف سر و محل قرار گرفتن انها:

1-فرق سرvertex در قسمت فوقانی سر.

2-پشت سرocciput بین سرو گردن.

3-گلوgalea قسمت تحتانی دهان و بعد از سر.

4-گیجگاه tempora پشت چشم مرکب.

5-گونه gena طرفین سروزیر چشم های مرکب.

6-پیشانی fornt بین دو چشم مرکب و گونه ها.

7-قطعه زیر پیشانی clypeus بعد از پیشانی و به وسیله شیاری از ان جدا می شود.

8-اعضای حسی که شامل یک جفت شاخک- یک جفت چشم ساده وچشم مرکب است

9-قطعات دهانmouth parts .

10-گردن cervix حد فاصل بین سر و قفسه ی سینه واقع شده و ساختمان کیتینی

یا غشائی دارد.

 

سر

===============================================================

شاخک ها :

 

انتن یا شاخک عضوی است حسی که در تمام حشرات به استثنای حشرات راسته ی بی شاخگان و بعضی از

لاروها در جلوی سر وجود دارد.شاخکها دائما در حرکت هستند و یکی از حساس ترین اعضاء بدن و مجهز

به ضمائم حسی مختلف نظیر حس شنوایی- چشایی- بویایی و تماسی هستندو از تعدادی مفصل تشکیل یافته

که ازنظر شکل و اندازه یکنواخت نمی باشند و شامل سه قسمت هستند:

1-اسکاپ scapus که اولین مفصل شاخک بوده و معمولا بلند تروعریض تر از مفصل های دیگر است.

2-پدیسل pedicellus که بعد از اسکاپ قرار دارد و دارای عضومخصوص حسی به نام عضوجونستون است.

3-تاژک flagellum که شامل بقیه مفصل های شاخک از مفصل سوم به بعد می باشد .

 

انواع شاخک ها: 

 

شاخک

=================================================================

گزارش کارازمایشگاه استاد ارباب: 87/12/17

عنوان ازمایش: تهیه ی اسلاید میکروسکوپی از اسکلت سر

حشره ای برای مثال ملخ را برداشته و با تیغ سر ان را جدا می کنیم وتمام اجزای داخلی سر ان را از قبیل:

ماهیچه ها وچشم و ارواره ها و لب و...جدا می کنیم و فقط اسکلت سر که به صورت صندلی است باقی

می گذاریم اسکلت سر را در داخل لوله ی ازمایش محتوی محلول سود می ریزیم وبعد به مدت چند دقیقه

برروی چراغ الکلی حرارت می دهیم سپس با اب مقطر می شوییم تا اجزای باقی مانده بر روی ان جدا

شوددر مرحله ی بعد ان را با محلول فوشین رنگ امیزی می کنیم وبعد از 2 دقیقه دوباره با اب مقطر

می شوییم.سپس ان را برداشته و برروی لام قرار می دهیم برای تثبیت نمونه یک قطره گلیسیرین بر

روی ان می ریزیم ولامل را بر روی ان قرار می دهیم سپس ان را به مدت 3روز در اون در دمای

60 درجه قرار می دهیم بعد ازاین مدت نمونه به وضوح در زیر میکرسکوپ قابل مشاهده است

+ نوشته شده توسط فاطمه یزدی پور در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:18 |


Powered By
BLOGFA.COM